تبليغاتX
دانشجویان فناوری اطلاعات تهران جنوب
پرسشنامه اينترنتي
با سلام و احترام
 
بدینوسیله به استحضار می­رساند پژوهشی با هدف افزایش اعتماد الکترونیکی در زمینه شناسایی و رتبه­بندی عوامل اعتمادزا در وب سایت­های تجاری جهت اخذ درجه کارشناسی ارشد در رشته مدیریت فناوری اطلاعات در حال انجام می­باشد . در این راستا و به عنوان بخشی از این پژوهش پرسشنامه­ای طراحی و برای کاربران اینترنت ارسال شده است.
لذا خواهشمند است با کلیک بر روی آدرس پرسشنامهhttp://www.actibs.com/trust.aspx) ) و تکمیل آنلاین آن ( در مدت زمانی کمتر از 15 دقیقه ) ما را در ارائه راهکارهای علمی و مفید در این خصوص یاری فرمائید.
در صورت تمایل و جهت مشارکت هر چه بیشتر کاربران در این نظر سنجی ، لطفاً این ایمیل را به افرادی که ممکن است علاقمند به تکمیل پرسشنامه باشند نیز ارسال فرمایید.
پیشاپیش از اينکه با اختصاص وقت گرانبهاي خود با اينجانب همکاری می­فرمائید ، بسیار سپاسگزارم .
marjan_rohani@yahoo.com
2 نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 14:10  توسط Benzoins   | 

فراخوان
سلام!
خيلي سريع مي ريم سر اصل مطلب ؛ اگر دوستي يا دوستاني مايلند در وبلاگ به عنوان نويسنده فعاليت کنند ، لطفا با ما تماس بگيرند . از حضور 85 و 86 ي ها به شدت استقبال مي شود !

سروش شريفsoroosh.sh@gmail.com
نويد گوران gooran@gmail.com
 
2 نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 17:38  توسط Benzoins   | 

تشکر نامه
اين يک تشکر - البته نه چندان خشک و خالي - از استاد وحدت است . لطفاً سعي نکنيد - به زور هم که شده - کوچکترين انتقاد و خداي نکرده بي احترامي از آن بيرون بکشيد . براي يک بار هم که شده ، نوشته ي حقير را صاف و ساده بخوانيد . لطفاً !

"استاد" - "دانشجو" - "کلاس" - "احترام متقابل"

من امروز از حرکت غيرمنتظره و استادانه ي استاد وحدت ، از خود بي خود شده ، سر در گريبان برده و از دانشگاه فراري شدم . چه ، پياله ي ذهنم گنجايش درسي که امروز گرفتم را نداشت و سرريز شد . تا من باشم ديگر در دکّان پياله فروش ، خسّت به خرج ندهم .
زين پس مرا در صف قيام کنندگان در برابر استاد خواهيد ديد . متشکرم استاد !


ًٌٍُُُِِّْ
2 نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 19:27  توسط سروش شریف  | 

[عنوان ندارد]

ما :

تنها سکوت را مي شکنيم . مي گوييم ، هر چه باشد ، به اميد فرسودن آوايي ، فرسودن سري ، يا بي اميد ، بي دليل . اما پايان خواهد يافت ، يا نفس بند خواهد آمد که چه بهتر ، سکوت خواهد شد . آيا سکوتي هست ؟  نه نه ، در سکوت نمي شود دانست ، هيج وقت نخواهيم دانست . اما حداقلش بيرون رفتن از اينجا که هست ، نيست ؟ نمي دانيم .

آيا بايد ناتواني هايمان را ارج بگذاريم ؟  يا پنهان کنيم ؟ توانايي هايمان را چه ؟
بيان مي کنيم ...
 تمامش خالي ، تمامش وسوسه انگيز است .

هميشه بعد از گفتن ، نوبت شنيدن است . قائده ي گفتگو هم همين است . ما تنها سکوت را مي شکنيم ، بي هيچ مکثي براي تفکر ...

 

من :

اشتباهم اين است که سعي مي کنم فکر کنم ، يکي از اشتباهاتم . اين طور که هستم بعيد است بتوانم ، حتي به همين منوال . اگر اين طور است کاش باز هم باز شوند و مرا ببلعند ، اين کلمه هاي کوچک . ولي آرام تر حرف مي زنم ، هر سال کمي آرام تر . شايد . کند تر هم ، هر سال کمي کندتر . شايد . اما نه از روي تعقل ، از تنگي نفس .


تو :

تو نمي خواهي بشنوي . تو نمي خواهي فکر کني . تو امّا مي داني . تو حداقل مي تواني سبيلت را تاب بدهي . "تو" يک دشنام است ؟!

2 نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 16:50  توسط سروش شریف  | 

بیا تا گل برافشانیم و می در ساقر اندازیم, فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
این روزها بدون شک مهمترین دغدغه ی بچه ها همين ايجاد انجمن فن آوري اطلاعات است!!!!

خوب بچه ها حرفاي زيادي در مورد همه چيز زدن، خيلي چيزا رو گفتيم و شنيديم خيلي بحثها كه بايد يا نبايد مطرح شد، حالا ديگه بگذريم ......

مي خوايم يه كاري و انجام بديم و حتماً بايد به نحو احسن انجامش بديم، پس بيايم حالا با هم بيشتر تبادل نظر كنيم. 

لطفاً نظر بدين كه حالا بايد چي كار كرد؟؟؟

البته ما (يعني خيلي از بچه هاي IT ) خیلی کارا کردیم ولی خوب چون از نظر همه دوستان هم خیلی سریع در این اوآخر کار با خبرتر بشیم تو بلاگ ام گذاشتیم.

حالا لطفاْ هرچه سریعتر ما رو از پیشنهادات خودتون مطلع کنین که خیلی دیر نشه...... اصلاْ وقت زیادی نداریم چون می خوایم حتماْ قبل از پایان این ترم انتخابات رو انجام بدیم. تا ۱۰خرداد هم بیشتر وقت نداریم که این کارو بکنیم پس یا علی. 

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 20:40  توسط سيد محمد تقي ناهيد  | 

يه زخم کهنه

مينويسم…... براي همه!

 <<یا رب روا مدار که گدا معتبر شود                           گر معتبر شود، ز خدا بی خبر شود>>

 

والّا نميدونم بايد از کجا شروع کرد ، ولی بالاخره از يه جايي بايد شروع کرد!

يکی بود يکی نبود ، يه رشته IT بود تو دانشگاه آزاد TJ ، اسمش به نظر خيلي ها  قشنگ مييومد! بهترِ  اينجوری بگم ، اسمش همه رو وسوسه ميکرد ، که واسه امتحانم شده اين رشته رو انتخاب کنن و ببينن چه خبره  و …………... ، به قول معروف هم فاله هم تماشا!

 

از همون ابتدا يکسری از بچه ها به فکر تشکيل انجمنی به نام IT بودن، جدا از انجمن کامپيوتر… اين مسئله رو با همه مطرح کردن، يه سری از بچه ها( از جمله خود من) استقبال کردن...…

اون اوّلا جلساتی تشکيل شد، حرفاي قلمبه سلمبه، هدف ، برنامه، استراتژی، فرق بینشون و اين چيزا…!.... نميگم بده ها، نه! ولی حرفاي کسل کننده ای بود!

 

اون موقع ها ما انقدر کم تحرک و دلسرد نبوديم… هزارتا فکر و خيال تو سرمون بود، هی ايده بده، پيشنهاد بده!... ولی آخرش چی؟

جالبي اش اينجاس که از همون اوّل افرادی که با هم جمع شدن و تو تشکيل اين انجمن سهيم شدن هم 2 دسته شدن!   نه نه !!!!، بهتره اين جوری بگم چند دسته شدن!!  ولی به طور کلّی 2 دسته شدن!   يه دسته که موندن همچنان ، و دسته بعدی که همگی دلسرد و کينه اي دل کندن از اين انجمن!،( يه دسته هم که دل کندند و دوباره برگشتن، به قولی حزب باد، مثه خود من) و اين يعنی بد ترين اتفاقی که افتاد! يعنی دوگانگی ، 2 رنگی ، چند دستگی .

 

خلاصه، جونم براتون بگه که، نوبت رسيد به چی؟ تقسيم وظايف، و انتخاب ريئس انجمن موقت…...

يه مدّت کار خوابيد و يه عده ای رفتن به دنبال گرفتن مجوّز واسه يک انجمن قانونی، به هر حال با زحمت اين بچه ها يه انجمنی به ثبت رسيد ،  از حق نگذريم زحمت زيادی  کشيده شد ! به نظر من آدم نبايد حق کشی کنه!  حرف حق رو بايد زد!  حالا درسته که اين وسط از اسم  بعضيا سوء استفاده شد ولی هدف ثبت انجمن بود!  خلاصه به همين ترتيب يه سری هم جزء هيأت مؤسس انتخاب شدن !!!!!!!!!!!!(با چه معیاری... نمیدونم!)و مهدي عبدی هم شد رئيس انجمن موقت IT!

 

خيلي ها فک ميکردن اين آخر ماجراست و همه چيز رو به راه ميشه ولی تازه اينجا بود که حرفاي خاله زنکی شروع شد !  شيفتگان خدمت شدن تشنگان قدرت!  خيلي ها يادشون رفت که کی بودن! اصلاً به کلّی عوض شدن!

 

خلاصه! تا موقعی که يه اطاقی تو دانشگاه پيدا شه که سر درش بزنن انجمن IT، جلسات تو کلاسهاي مختلف، مثه قبلاً ا، تشکيل ميشدن… انجمن فعلی با همراهانی که داشت ميتونست کاراي زيادی انجام بده!.... اينهمه ايده تو اين جلسات مطرح شد، که به هيچ کدوم بها داده نشد!...تو تابستون 85، جلسات  متعدّدی در رابطه با برقراری  همايش براي دانشجويان IT تشکيل شد .. تو اين زلّ گرما(نمیدونم دیکتش رو درست نوشتم یا نه!)، ما رو کشوندن، کار از ما تحويل گرفتن... ولی آخرش چی؟ اين همه کار واسه اين همايش با هزار زور و زحمت انجام داديم از جمله محل برگزاری، معرفی  سخنرانهاي مختلف، کاراي چاپی ، طرح تنديس، طرح لگو  انجمن و..…. ولی هيچ نتيجه ای نداد! چرا؟ چون که بد از اين همه کار و تلاش و اينهمه انگيزه براي تشکيل همايش، تازه خبر رسيد که همه چيز کنسله، ايرانشهر مجوّز نميده و …...

چه بهتر ابتدا مجوز همايش رو ميگرفتند، بعد شروع به کار ميشد! اينها همه ناشی از ضعف مديريتي ست!!!!

 

حالا اين همه روضه خونی کردم که چی؟ که عبرتی باشه براي سايرين… و اينکه بگم الان زمان انتخابات انجمنه! بیایم یک اشتباه رو 2 بار تکرار نکنیم..! ونذاریم عده ای این حق  رو به خودشون بدند که فک کنن  6 دنگ این انجمن به نام اوناس!

يه سری اتفاقا داره ميفته که بايد کاملاً روشن بشه! آخه ببخشيدا، کجاي اين کره خاکی ميری تو يه انجمن، باهات 20 دقیقه، اينطورا واسه 5- 6 نفر حرف ميزنن! مخت رو که خوردن!، تازه نوبت مصاحبه خصوصی با افراد ميشه!... آخه اين کسايی که ميشينن اون تو ( اطاق انجمن)، چه افرادی هستن که بخودشون اجازه ميدن به عنوان فعالان  انجمن it با بچه ها مصاحبه کنن!... هنوز انجمنی در کار نيس، پس اينا کين؟

 

خلاصه دوستاي خوب من ، اين حرفا انقدر رو دلم سنگينی ميکرد که آخر سر ، قلم اين بار رو به دوش کشيد.

شايد اين حرفا الان اثر نکنه… يا درک نشه… ولی، ميگم تا بدونم که من وظيفه خودمو انجام دادم.

راستی یه چیز دیگه هم بگم... وقتی چيزی از طرف انجمن(به ظاهر) علمي IT نوشته ميشه ، به چشم تمام IT ها به اون نگاه ميکنند!

لطفاً انگيليسي دَری ننويسيد!!! همان فارسی بنويسيد!

در ضمن اميدوارم که اين حرفا به کسی بر نخوره و بد برداشت نشه!  چون فقط و فقط براي  بهبود انجمنه و لا غير!

 

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 20:57  توسط نسترن زالی  | 

این یک پایان نیست نقطه سر خط
2 نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 20:27  توسط Benzoins   | 

متن هایی برای هیچ

درخت عرعر دانشگاه ما

 

 

ناگهان ، نه ، سرانجام ، سرانجام ، دیگر نتوانستم ، نتوانستم ادامه بدهم . یکی می گفت ، نمی توانی اینجا بمانی . نه می توانستم آنجا بمانم نه می توانستم ادامه بدهم . الآن محل را توصیف می کنم ، اهمیتی ندارد . مثل یابوی پیری که وسط خیابان از پا بیفتد ، روی سنگی نشسته ام و عرعر را نگاه می کنم . چطور ادامه بدهم ، نباید شروع می کردم . نه ، باید شروع می کردم . یکی گفت ، شاید همان قبلی ، برای چه آمدی ؟ می توانستم بمانم توی لانه ام ، دنج و خشک ، نمی توانستم . لانه ام ، الآن توصیفش می کنم ، نه ، نمی توانم . ساده است ، دیگر هیچ کاری از دستم ساخته نیست ، اینطور می گویند . به تن می گویم ، بجنب پاشو ، بعد حس می کنم تقلا می کند ، که فرمان ببرد . باز تقلا می کند ، تا وقتی که دست بکشد . به سر می گویم ، راحتش بگذار ، آرام بگیر . من از این جر و بحث ها دورم، نباید غمش را بخورم ، هیچ چیز لازم ندارم ، نه اینکه جلوتر بروم ، نه اینکه سرجایم بمانم ، واقعا هیچ کدام برایم فرقی نمی کند . راستی این آدمها کیستند ؟ به دنبال من بالا آمده اند ، پیش از من ، با من ؟ کف گودالی هستم که به دست قرن ها حفر شده ، قرن ها هوای گند .

آدم خیال می کند خانه است  ، بنا می کند به زوزه کشیدن و جان گرفتن ، زوزه های شفابخش ، ساکت ماندن بهتر است ، اگر کسی بخواهد بترکد ، تنها راهش همین است ، جیک نزدن ، فقط لبخند ، منفجر شدن از زور نفرین های فروخورده ، ترکیدن از خاموشی ، همه چیز ممکن است .

اینجا دست کم از این خبرها نیست ، نه صحبتی از آفریدگار و نه چیز واضحی از آفرینش و این حرف ها . خشکی ممکن است ، یا خیسی ، یا لجن ، مثل قبل از زندگی . دقیقا چه خبر است ؟ دقیقا . رو به آسمان کرد و گفت ، هوای خوب سرآمد ، و شکی نیست ، که کمی بعد ، برف . به عبارت دیگر شب تیره بود . وقتی بالاخره سررسید ، اما نه ، عجیب ، نه نبود ، با وجود آسمان پوشیده . راه دراز بود ، راهی که به سرپناه برمیگشت ، از دل مزرعه ها ، پیچ در پیچ ، باید هنوز آنجا باشد . به لب پرتگاه که می رسد می پرد ، شاید بعضی بگویند از نفهمی ، اما نه ، از زیرکی .

خاطره ای دور ، دور از خاطرات آخرین ، ممکن است ، پاها انگار هنوز کار می کنند . حیف که امید مرده است . نه . چطور آن بالا آدم امید داشت ، هر از چند گاهی . چه امیدهای رنگ به رنگی .

دست بردار ، می خواستم بگویم از همۀ این ها دست بردار . راهش همین است . نمی دانم ، من اینجایم ، همین را می دانم و بس ، و اینکه این هنوز من نیستم ، همین است و باید آن را ساخت . هیج جا نه تنی هست ، نه راهی برای مردن .

 

 

2 نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 15:52  توسط سروش شریف  | 

نمونه سوال گسسته


نمونه سوالات ساختمان گسسته ی استاد شمیرانی ۱۶/۱۱/۸۲ :

سوال ها

پاسخ ها

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 23:59  توسط شیما امین شریفی  | 

breakpoints در visual studio

شايد تا حالا براتون اتفاق افتاده باشه يه برنامه اي رو كه كلي وقت صرف نوشتنش كرديد وبا كلي ذوق و شوق سراغ compile  كردنش مي ريد... با يه طومار error روبرو مي شيد، مي شينيد و كلي با error هاش سر و كله مي زنيد تا آخر خروجي برنامه رو مي بينيد.ولي وقتي داريد خروجي رو دنبال مي كنيد مي بينيد كه اصلا اون چيزيايي رو كه مي خواستيد تو خروجي نيستند.حالا بايد دوباره كل برنامه رو چك كنيد تا اشكالات الگوريتميك برنامه رو پيدا كنيد.اينجاست كه ديگه مي بريد و برنامه رو بي خيال مي شيد.

اما يكي از امكانات مفيدي كه visual studio در اختيار ما مي ذاره اينه كه مي تونيم خط به خط برنامه رو دنبال كنيم تا اشكالاتمون رو به طور دقيق پيدا كنيم.

براي اين كار ما از break points استفاده مي كنيم:

1)براي قرار دادن break point بر روي خط مورد نظر كافيست بر روي حاشيه كنار صفحه اصلي برنامه  

و خط مورد نظر كليك كنيد و يا با رايت كليك كردن بر روي خط مورد نظر insert breakpoint را انتخاب كنيد. براي نمونه يه برنامه دلخواه رو باز كنيد و بر روي دو خط از آن (يا هر تعداد خطي كه مايليد) breakpoint را قرار دهيد(يك كره قرمز رنگ مشاهده مي كنيد).

2)بعد از قرار دادن breakpoint ها بر روي Build>Build Solution كليك كنيد تا برنامه compile شود بعد Debug>Start را انتخاب كنيد.برنامه به محض رسيدن به اولين breakpoint متوقف مي شود.

3)حالا شما مي تونيد داده هاتون رو تا اين قسمت برنامه چك كنيد. يعني اگر ماوس رو روي هر متغير برنامه ببريد مقدار متغير ظاهر مي شه.

4)براي ادامه دادن اين كار تا breakpoint  بعدي Debug>Continue‌ رو انتخاب كنيد...

و بدين ترتيب تا آخر برنامه مي تونيد اشتباهاتتون رو اصلاح كنيد.

البته براي كار با breakpoint بهتره چند نكته رو بدونيد:

1)قرار دادن breakpoint در مكان هايي كه تاثيري در برنامه ندارند(مثلا خطوط خالي يا comment ها )

باعث مي شه تا breakpoint در خط بعدي عمل كنه.

2)براي غير فعال كردن breakpoint كافيست روي علامت آن در حاشيه سمت چپ كليك كنيد.  

2 نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 13:4  توسط سید وحید قیومیه  |