تبليغاتX
دانشجویان فناوری اطلاعات تهران جنوب
سوزم که چرا سازند ؟!!!

سلام

دلم نمی خواست اولین چیزی که به صورت جداگانه تو وبلاگ می نویسم اینطوری باشه ... ولی چه می شه کرد که همیشه همه چیز اونطوری که می خوایم نیست ...

امروز اولین چیزی که بعد از خوندن اون مطالب در فروم به ذهنم رسید این بود که ما همیشه ادعای روشن فکری و آزادی اندیشه و هزار تا آزادی کوفت دیگه رو داریم ولی در عمل ؟؟؟

آقایون اگر شما هر اعتقادی ( درست یا غلط ) دارید هرگز و با هیچ حق و قدرتی نمی تونید دیگران رو مجبور به پیروی از اون عقایدتون کنین ... هرکس حق داره هر جور که می خواد فکر کنه ، پس لطفا در بیانیه هایی که صادر می کنید و در اونها دستور می دین که حتما ملت برن اون کارهایی که به عقیده ی شما درسته رو انجام بدن تجدید نظر کنین ...

هرچیزی که ما الان و امروز داریم می کشیم از دست آدمایی دو رو ست ... چقدر خوبه که روی اصلی خودمون رو هر چقدر هم که زشته نشون بدیم ...

من فکر می کنم الان و در این زمان بیشترین ضرر رو کسایی دارن به ما وارد می کنن که با نظراتی که مطمئنا نظر همه مردم ایران نیست ما رو روز به روز به جنگ نزدیکتر می کنن !!! 

 

خیام می گه که :

          شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی        هر روز به دام دگری پا بستی

             گفتا : شیخا هر آنچه گویی من هستم           اما تو آن چنان که می نمایی هستی ؟

 

اینکه ما بشینیم در مورد جنایاتی که رخ داده فکر کنیم و نظر بدیم خیلی خوبه ولی ...

از این جنایات هر روز هر ساعت داره بقل گوشمون ، تو خونه ی خودمون تو خونه ی همسایه یا تو خونه ی اونایی که سقف خونه شون آسمونه رخ می ده ... سعی کنیم این جنایات رو ببینیم و بی تفاوت از کنارشون رد نشیم ...

 

 یا علی ...

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 23:8  توسط نوید گوران  | 

اسباب کشی
صبح تا شب ، کم با ارباب رجوع سروکله می زنیم ‌که غرغر های "منزل" هم اضافه شد . "مادر بچه ها" چند روزی است مکرر سرکوفت میزند که جا تنگ است و بچه های سال بعد در راهند! دیشب سر شام ، جانمان را به لبمان رساندند . پس از مشاجره ای مفصل ( و البته تهدید به رجعت به منزل ابوی ) ، مقرر شد پیش نصرو *  رو بیندازیم و با اندک پس اندازمان ، سقفی جدید برای وبلاگ در نظر بگیریم :

                                                           ittj.blogfa.com ** 

الا ای حال ، دوستان قدیم نگران نباشند ؛ با همان آدرس it84 هم ، شما را یه راس می آورند همینجا !

 --------------

* نصرو (نصرا...) نزول خور محل ماست!

** tj = Tehran Jonoob !!

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 20:38  توسط Benzoins   | 

ما برگشتیم !
سلام

 خوشحالم که تونستیم به وعده مون عمل کنیم . خوشحالم که بازگشایی وبلاگ همزمان شد با آغاز ترم نو ؛ ترم دو . خوشحالم ... ( وقتی از انتخاب واحد فارغ (!) می شی ، حس خوبی داری ... نه ؟! )

 این ۲ ماه اتفاق های زیادی افتاد ؛ برای من ، برای آی تی ها ، برای ایران ... خوب ، بد ، بستگی داره چطور بهش نگاه کنی ... صفحات خاطرات من که خیلی سیاه شد !

 وبلاگ هم نو خواهد شد . تغییراتی خواهیم داد که من فقط به مهمترین شون اشاره می کنم : وبلاگ از این پس به صورت گروهی نوشته خواهد شد ، همه می تونن به نام خودشون بنویسن و تاپیک بزنن ! هرکس مایله بنویسه E-Mail بزنه تا هماهنگی لازم رو انجام بدیم . با توجه به پتانسیل بالایی که همکلاسی های ما از خودشون نشان دادند ، امیدوارم نتایج جالب آنرا در آینده ی نزدیک شاهد باشیم .

 شاد باشید !

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 1:6  توسط Benzoins   |